تبليغاتX
اینجا کره جنوبی است

اینجا کره جنوبی است

여기는 대한민국 입니다

یکی از دوستان در باره  همجنس گرایان در کره جنوبی پرسیده  اند  تا جایی که من میدانم اینجا چنین قانونی سال ۲۰۰۵ تصویب شد اما فرهنگ کره ای  قبول نمیکنه

با اینکه ازدواج همجنسگرا ها آزاد است اما کسی  علنی اعلان نمیکنه


 اینجا کره جنوبی کشور آزادی است هر کسی هر جور دوست دارد زندگی میکند .

نسل جوان تغییرات اساسی در فرهنگ کره جنوبی بوجود آوردند.خوب و بدش بماند 

مثلا شما ممکنه در مترو یا پارک ببینید که یک دختر جوان روی پای دوست پسرش نشسته با اینکه جای خالی هم هست  و کسی نه نگاه میکنه و نه  چیزی میگه این صحنه ها  در مترو و اتوبوس  کم اما در پارکها زیاد  هستند  قدیمیها اگه ببینند ساکت نمی نشینندو ممکنه یک چیزی به آنها بگویند. من یک بار دیدم یک پیر مرد با عصا به پسری که دوست دخترش را در مترو میبوسید و محکم بغلش کرده بود  زد و یک چیزهایی هم گفت من نفهمیدم شاید فحش داد .


اما در باره فیلم ۳۰۰

دیشب  فیلم ۳۰۰ از شبکه  OCN  کره جنوبی پخش شد و من هم قسمتهایی از آن را دیدم .   این قیافه ها  که از پرشیا نشان میدهد وحشتناک است  آیا   اینها ایرانی هستند ؟ پرشیا و ایرانیها را آدمهایی بی عقل و پخمه نشان میدهند که با سیاهی لشکر میخواهند آنجا را وحشیانه تصرف کنند اما  لشکر ۳۰۰ نفری انها با  چهره  هایی  زیبا و مردانی خوش تیپ دارند با درایت موفق میشوند لشکر چند هزار نفری  ایران را شکست دهند  من قبلا در این باره مطلب نوشته ام به خاطر همین دو باره اینجا گذاشتم. 


این مطلب مربوط به اسفند سال 85 است

هفته پیش در رسانه های فارسی زبان و در یکی از دانشگاهای آمریکا و در

رادیوهای سوئد(استکهلم) و ...سر و صدای زیادی شد

که به تاریخ کشورمان توهین شده و فیلمی سراسر کذب از تاریخ  ایران و ایرانی با

هزینه های سرسام آور بزودی اکران میشود. چون تبلیغات فیلم را در تلویزیون دیده

بودند.دیشب من تبلیغات فیلم را در تلویزیون کره دیدم. وحشتناک بود.

سایت بازتاب نوشته بود که (300 )را مثل ( Z00   زو ) یعنی باغ وحش نوشته اند اما من

 هر چی نگاه  کردم دیدم نخیر اگه میخواستند  Z00   بنویسند  3  را کمی پایینتر و جدا مینوشتند 

شاید هم من اشتباه میکنم  

پشت صحنه فیلم را هم دیدم که با چه  ترفند هایی فیلم را درست کردند.

امروز صبح در یکی از ایستگاهای مترو چند عکس از تبلیغات این فیلم کذب

 را گرفتم که  میتونید ببینید. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

هر روز در  دنیا افراد زیادی می میرند یا به قتل میرسند و...

اما امروز صبح در ایران و تهران در زندان اوین  اعدام به دست کسانی صورت گرفت

 که جای تعمق بسیار دارد.

بله !؟ شنیدم بدست مادر و پدر مقتول

داستان کامل و صحبتهای او را از زبان وکیلش  بخوانید- محمد مصطفایی- وبلاگ را ببینید

http://mohegh.blogfa.com/post-201.aspx

منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوین روم حدود ساعت ۲:۳۰ دقیقه با کوهیار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوین رفتیم. حدود ۲۰۰ نفر از فعالان حقوق اجتماعی و تعدادی مادر داغدیده هم حضور داشتند. منتظر بودیم که اولیاءدم به زندان بیایند. بعد از گذشت یک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش دیدیم. جمعیت به سمت وی رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولیاءدم من و آقای اولیایی فر به داخل رفتیم. مدتی در سالن انتظار ایستادیم. فکر می کردیم که اولیائدم گذشت خواند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم. بهنود یا تعدادی از مسئولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیاءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجرای احکام صورتجلسه اجرا را تنظیم کرد. چند نفر از مسئولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگی به محوطه زندان رفتیم. تمام بدنم می لرزید و نمی دانستم که عاقبت این پسر بی مادر چه خواهد شد. بهنود وقتی به دست و پای مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول می گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادری کنید و من را اعدام نکنید. همگی به سالن دیگر رفتیم. در سالن چهار پایه مستطیل شکل آهنی وجود داشت که بالای آن طناب دار پلاستیکی آب رنگی نصب کرده بودند. اولیاءدم داخل رفتند و پس از مدتی بهنود را به آن سالن کذایی بردند. سالنی که اعدامها در آنجا صورت می گرفت. من تا به حال ندیده و نشنیده بودم که اجرای احکام یک نفر را به صورت خاص در زندان اوین اعدام کند. ولی برایم تعجب انگیز بود که چرا بهنود به تنهایی اعدام می شد. شاید این هم از بد اقبالی او بود که تنها به آسمان رود. کسانی که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنید زیان نخواهید دید. مادر مقتول گفت باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندارید. بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. بهنود به ملکوت اعلی پیوست.

طاقت دیدن این صحنه را نداشتم. تا چارپایه از زیر پای بهنود کشیده شد تمام اطراف سیاه شده بود.

امروز دیگر بهنود در زندان و بین دوستان خود نیست. جای خالی بهنود را احساس می کنند.

من تمام تلاش خودم را کردم ولی هیچ فایده ای نداشت. باز هم عقیده دارم او مستحق مرگ نبود.

او نمی بایست اعدام شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

من  مذکر و  متاهل و دارای ۳ فرزند هستم که اولی در تهران پارس  دومی و سومی در

 کره جنوبی بدنیا اومدند و در خونه مثل بلبل با هم کره ای صحبت میکنند

  من و مامانشون هیچی از حرفاشون را نمی فهمیم.

مامان خانوم هم کره ای بلد نیستند!؟ و اما در باره سوالات شما:

 من تو کره جنوبی هستم اما  اینو بدونید که من یک نفر معمولی هستم  و با توجه به وقتم

نمیتونم تو همه زمینه ها  اطلاعات مفید اینجا بنویسم.اگر هم مینویسم به خاطر اینکه تجربه

شخصی را با شما  تقسیم کنم.

مثلا در باره  اجاره و خرید و دانشگاه و   آداب و معاشرت و عروسی و عزا و ... نوشتم

خب این تجربه من بوده و اینها را لمس کردم اما من  جومونگ را ندیدام و آدرسش را ندارم

 همانطور که شما آدرس خیلی از  هنرپیشه های ایران را ندارید.

کره جنوبی  از نظر مرد سالاری  به ایران نزدیک است اما این روزها زنها خیلی عوض شدند

 مخصوصا که استقلال مادی داشته باشند.

در باره فیلم و تلویزیون اگه  تا آخر عمر هم بشینید و تماشا کنید باز هم وقت کم میارید

از ۱۲۵ شبکه کابلی حدود ۲۰ تا فقط شبانه روز فیلم نشون میدند و ۱۰تا ۱۵ شبکه هم خنده بازار

و چندین شبکه هم  آموزشی و علمی و حیات وحش و ورزشی و ....

و اخبار زنده دنیا مثل سی ان ان و.....

راستی جاتون خالی امروز  هوا تقریبا صاف و خیلی خوب بود هر چند شنیدم 

 امروز ۳۴ درجه گرمترین روز سال بود اما من احساس نکردم.

فعلا بای بای برای اینکه حوصله تون سر نره

یک کم روزنامه کره ای بخونید اینجا  http://www.onlinenewspapers.com/skorea.htm

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

نویسنده: سینا
چهارشنبه 24 تیر1388 ساعت: 23:55
 
 
امروز یه خبر خیلی با حال خنده دار شنیدم
تو اداره ثبت و احوال...یکی اومده بود اداره اصرار داشت اسم پسرشو بذارن جومونگ مامورای ثبت احوال هم هر چی میگفتن قوانین اجازه همچین کاری رو نمیده مرده قبول نمی کرده بعد یه روز تمام سرو کله زدن،میدونین مرد  چه پیشنهادی داد؟
گفت حالا که اسمشو جومونگ نمیذارین، بذارین جومونگ علی 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

متاسفانه تعدادی از هموطنان در برابر سفارت ایران در کره جنوبی عوض تظاهرات زور آزمایی کردند.

من فیلم آنرا در سایت  آنها دیدم. تقریبا همه آنها از یک گروه خاص بودند.

مسیحیان ایرانی در کره جنوبی که تغییر مذهب دادند ظاهرا دل خوشی از بچه های سفارت ندارند

شاید هم حق با آنها باشه  چون قبلا مورد بی حرمتی و کم لطفی از طرف سفارت قرار گرفتند

 اما این روزها موضوع فرق میکرد  . تسویه حساب شخصی نباید با مسایل اجتماعی قاطی بشه.

بحث داغ این روزها دفاع از حق رای بود که متاسفانه با بی درایتی مسولان نظام جمهوری کار به

 لشکر کشی خیابانی کشید.

به نظر من  این تظاهرات از نوع  رقیب صدا زدن و  دعوا راه انداختن بود.

حالا نمیشد  متین بر خورد کنید و از این شعار مرگ بر ....  دست بر دارید.

چرا به یک مجوعه بزرگ فحش می دهید. این نیز بگذرد

به امید رهایی و آزادی تک تک انسانها  که بدون ترس و بدور از خشونت بتوانند  با ابراز عقیده

آزادانه زندگی کنند. آمیـــــــــــــــــــــــــــــــن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

فرض کنید این نوع تظاهرات به پایان برسه

و شورای نگهبان و آقای رئیس جمهور  خرسند و خوشحال جشن بگیرند.

با توجه به اعتراض ها و شهیدان راه آزادی چه امروز در خیابانها  چه در جنگ ایران و عراق

 و چه در شروع انقلاب ۱۳۵۷ که به خاطر تجاوز به  آزادی و  نه یه وجب خاک آیا راضی

 میشوند که شب راحت بخوابند؟

 چرا  این همه اندیشمند  و روشنفکر را دستگیر کردند؟

چرا تلویزیون درد مردم را نشان نمیدهد ؟

چرا این اوباش که ماشینها و منازل مردم را تخریب میکنند دستگیر نمیکنند؟ 

مردم دنیا هر روز صدها فیلم از  درگیری پلیس با مردم در تهران و اصفهان و شیراز

در  خیابانها و حملات وحشیانه اوباش به  مردم بی گناه که حتی در تظاهرات

شرکت نکردند را میبینند که با موبایل از این صحنه ها  میگیرند و به خارج میفرستند

این روزها چهره  خشن از اسلام داره به دنیا معرفی میشه نمیدانم چرا رهبران ایران

 با درایت جلو این کار را نمیگیرند. چرا چرا چرا؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

سلام عزیزان

دیشب فوتبال ایران و کره جنوبی را دیدید؟

من هم دیدم بازی خوبی بود اما نکته ای که  باید اشاره کنم اخبار کره جنوبی شبکه وای تی ان امروز

صبح بود. صحنه هایی از بازی دیشب را نشان داد و اشاره به مچ بند  طرفداران موسوی کرد.

به لهجه کره ای گفتن موسوی  آسان است.میگفت اینها معترض به انتخابات هستند و احمدی نژاد را قبول

ندارند. تو این چند روز از حرکت دکتر محسن  رضایی  خوشم اومد که داره کسانی که به او رای دادند

 با کارت ملی ثبت میکنه و تا حالا تعداد آنها از ۹۰۰ هزار بیشتر شده یعنی با مدرک تقلب را آشکار کرد.

نکته : حالا هر چی سانسور بشه روزنامه در نیاد  مردم را نشان ندند  گندش بیشتر در میاد.

ای کاش وزارت کشور و صدا و سیما تصمیم عاقلانه تری میگرفتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

بر خلاف سالهای قبل امسال اخبار مربوط به انتخابات

 را دنبال کردم. و وقت گذاشتم و  مناظره آقایان را دیدم

تا اینجا که حرفی نیست در همه دنیا تو مناظره و 

شرایط انتخابات  از این حرفها و تهمتها هست.

حالا شما قضاوت کنید   چه کسی میخواد از شعار 

  هدف وسیله را توجیه میکند   استفاده کنه .

همه مردم جهان از دروغ بدشان می آید

 مهم اینه که ببینیم کی دروغ میگه

این آقایان که به من و امثال من میگن که شما راحت باشید و نگران ایران نباشید

و بروید دنبال کیفتان اشتباه بزرگی میکنند .کیف من  و روز خوش من روزی است که ببینم

شما احترام دیگران را نگه میدارید حتی اگر آن فرد مخالف شما باشد

با این شعارها و سرو صداها کار شما پیش نمی رود  کمی زمان میگیرید

 اما نابودی خودتان را در آینده تضمین میکنید 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

سلام

شما اگه بروید خارج از ایران  هر چی که ببینید چه خوب چه بد با ایران قیاس می کنید

دست شما نیست . بعضی اوقات واقعا غصه داره.

راستش امروز خیلی ناراحت شدم اونهم به خاطر یک مسئله ساده که بسیار مهم شده.

همین مسئله تحریم اقتصادی ایران رو میگم که منو شما داریم چوبشو میخوریم  آخه  چی بگم.

آدم وقتی میبینه که کرم درخت از خود درخت است  توش میمونه مثل تف سر بالا میشه

دنیا با سرعت داره جلو میره ما موندیم چیکار کنیم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 

 فرق کسی که اعتراض میکنه و کسی که اعتراض نمی کنه چیه؟

من اعتراض می کنم پس هســـــــــــــــــــــــــــتم. 

شما چی؟ اعتراض داری؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط ایران کریا  | 


                              
عید سعــید باستانی و بهار طبیعت  را تبریک می گوییم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

HAPPY NEW YEAR 2009

امیدوارم سال ۲۰۰۹ سال جبران خطاهای دولتمردان باشد.

اما آنچه که تو این چند روز اتفاق افتاد چیز  دیگری را نشان میدهد.

به هر حال آرزوی سلامتی برای همه   شما عزیزان دارم.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

هیچ تصمیم نداشتم  بنویسم  اما آنچه باعث شد  ماجرای آقای دکتر کردان وزیر کشور  اسلامی ایران  

مرا واداشت  تا چند کلمه ای درد دل کنم.

من در کشور آزاد زندگی می کنم. و میدانم به خاطر کارهای کوچکتر از عمل بسیار زشت آقای کردان

چه جرایم سنگینی وجود دارد. یک دروغ گفته حالا داره زمین و زمان را به هم میبافه که  من آنم که رستم

بود  پهلوان !؟ خب نتیجه را ببر اون دنیا ببینیم چی میشه. شما که ماشاالله راه را بلدی.

میتونی حق تو بگیری.و عذاب را برای این ۱۸۸ نفر نماینده نما  که بد خواه تو و شهیدان و احمدی نژاد

عزیزت را خواستار شوی.که به تو رای ندادند.

  ای ای ای چی فکر میکردیم  چی شد.؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

سلام دوستان

از  لطف همگی شما سپاسگزارم.

سعی می کنم به پیامهای خصوصی شما جواب بدم.

دوست همشهری من که میخواد بیاد ایمیل خودشو ننوشته.

 لطفا شماره تماس برام بنویس تا تماس بگیرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

سلام

امروز بیست هشتمین روز است که به خاطر پسرم  در بیمارستان 

 سامسونگ  کره جنوبی شهر سئول  هستم.تو این مدت نتونستم  بنویسم.

امیدارم شما هیچ وفت بیمارستان  بستری نشین.

فعلا  بای بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

فيلم سخنرانی پاليزدار در جامعه اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی همدان از سوی اين تشکل در اختيار تمامی نمايندگی های آن در ساير شهرهای کشور قرار گرفته است.

ادامه مطلب را بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

سلام

میخوام برگردم ایران.
آخه نفت شده بشکه ای 113 دلار.
آن موقع که ایران بودم بشکه ای 17 الی 20 دلار بود .
تو این مدت کوتاه  که دولت احمدی نژاد اومده سر کار شده 113 دلار.
حتما تو ایران الان مردم دارن پول پارو میکنن. دیگه لازم نیست تو غربت بمونیم. بدو که دیر شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

سلام
میگم  ما که سال تحویل  بی خیال شدیم. همانطور که گفتم  بچه ها مدرسه بودند
و من هم کمی مریض بودم.سال را با رادیوی بیگانه رادیو فردا  که کم کم با همه ایرانیها فامیل شده همراه بودیم.از هیچی بهتره . البته من مطمئن هستم که در ساعت سال تحویل از صدای سراسری ایران بهتر و شادتر است.

اما سیزده بدر
دولت ایران خودشو بکشه نمیتونه با این  فرهنگ مبارزه کنه همانطور که مطهری نتونست حتی با فحاشی به پدران(پدران خر ) ما با چهارشنبه سوری مبارزه کنه فقط خودشو خراب کرد.

سیزده بدر در خارجه و کره جنوبی.
در خارج چون 13 در سه شنبه میافته  و سه شنبه روز کاری هست و تعطیل نیست ایرانیان خارج نشین یکشنبه 11 فروردین میرن یازده بدر. ما هم تصمیم گرفیتم که روز یکشنبه بریم پیشواز 13 و از نحسی درش بیاریم. جای شما خالی.

سیزده بدر سال دگر .............................!؟


+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

باز باران با ترانه  با گهرهای فراوان می خورد  بر بام خانه. یادم آرد روز باران ...بقیه اش یادم نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت   توسط ایران کریا  | 

عید شما مبارک.آرزوی توفیق. صد سال به این سالها.

جمله بالا نظر آقای وحید عدالتی خبرنگار مشهدی است که در پست قبلی نوشته بود.

باید عرض کنم که ما عید نداریم چون باید اتمسفر عید باشه تا عید هم بر قرار باشه.

اینجا (کره جنوبی) فقط بوی بهار از آمدن عید خبر میده.بچه های ما از رسم و رسوم

ایران چیز زیادی نمیدونن .نه آخوند و ملا میشناسند و نه عید کهن و عید باستان

و سال نو و نوروز و حاجی فیروز و .......

روز عید هم همه بچه ها مدرسه بودند تا ۳ بعد از ظهر.

البته مامان بچه ها که چند سالی در ایران بودند و با مراسم نوروز آشنا هستند

سفره کوچکی گذاشتند. سبزی و شمع و ...

و برای همه ما هدیه خریده بودند. به رسم کریسمس

همانطور که گفتم محیط کمک میکنه تا شور و اشتیاق پیدا بشه و خاطرها جاوید بمانه.

سال تحویل هم اینجاکره جنوبی پنجشنبه ساعت( ۱۴و ۴۸ دقیقه) دو بعد از ظهر است

هر کجا هستین نوروز شما مبــــــــــــــــــــــــارکبـــــــــاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت   توسط ایران کریا  | 

مطالب قدیمی‌تر